محمود نجم آبادى

431

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

تحت عنوان فتح جنديشاپور و تسليم اهل شهر استخراج شده ذيلا مىنگاريم : " جنديشاپور كه داراى دانشگاه و محل علوم بود از طرف " زر بن عبد اللّه " محاصره شده و چون قادر به فتح آن نبود ، ابو سيره فاتح شوش به مدد او رفت ولى شدت محاصره سودى نبخشيد . روزى مردم شهر دروازه را باز كرده گله را به‌طور عادى خارج و بازار را مفتوح و كشاورزان و باغبانان در پيرامون شهر متفرق شدند ، مثل اينكه جنگى واقع نشده . مسلمين از آن وضع تعجب كرده علت را پرسيدند . محصورين گفتند شما به ما امان داديد و باز بر تعجب آنها افزوده و منكر شدند . اهالى جنديشاپور تيرى آورده ارائه دادند بر آن تير كه از طرف مسلمين رها شده بود امان به مردم آن شهر داده شده بود . " چون تحقيق كردند معلوم شد ، يكى از اسراء ايران كه برده و بنده بوده از ميان مسلمين آن تير را نوشته و خودسرانه انداخته بود ، كه مردم آن را وسيله نجات خود دانسته و به اطمينان آن تير دروازه را گشودند و به كار خود مشغول شدند . چون از آن غلام علت را پرسيدند گفت : " من خواستم دلسوزى كرده خون آنها ريخته نشود زيرا آنها قوم من هستند . " امير گفت : اين امان از طرف يك بنده داده شده نه از مسلمين . آنها گفتند ما نمىتوانستيم بنده را از خواجه تشخيص دهيم . پس از مشورت عموم مسلمين گفتند : در اسلام ميان بنده و خواجه تفاوتى نيست . همچنين امير و يك فرد از سپاهيان هركه اين امان را داده است ، امير را به اجراء آن ملزم كرده است . ناگزير امان را تثبيت كردند و اين نيز يكى از بهترين سياستهاى اسلام بود و با همين اوضاع و احوال سراسر جنوب ايران را تصرف كردند . تاريخ تصرف آن تا سنه هفده و اوائل سنه هيجده هجرى طول